با آخرین نفسهایم
با آخرین نفسهایم

با آخرین نفسهایم

Regular price €18,50 Sale

«لوئیس بونوئل» با فیلم‌هایش در ایران چهره‌ای کمابیش شناخته‌شده است. از سال‌ها پیش مقالات بیشماری دربارهٔ او در مطبوعات به چاپ رسیده و چند فیلم‌نامهٔ معروفش به فارسی ترجمه و منتشر شده‌است. با این همه، او برای سینمادوستان همچنان بیگانه و ناشناس باقی مانده‌است. یکی از دلایل این امر شاید ویژگی‌های فردی شخصیت هنری تک‌افتادهٔ او باشد.

فیلم‌های بونوئل را به سختی می‌توان در یکی از انواع ژانرها یا جریان‌های متداول سینمایی رده‌بندی کرد. او بی‌گمان برجسته‌ترین نمایندهٔ مکتب «سوررئالیسم» در سینما است؛ اما آیا هنرمندی چون او را، که همواره از هر سنت و قالبی گریخته، می‌توان پیرو مکتبی خاص دانست؟ جان‌مایهٔ هنر بونوئل طغیان بر قراردادها و سنت‌ها است.

هنر بونوئل، که سرشار از نمادها و آیین‌های مسیحی است، مانند دوست نزدیکش فدریکو گارسیا لورکا، از «شوق گناه» لبریز است. برخی از فیلم‌های او مانند «عصر طلایی»، «نازارین» یا ناصری، «ویریدیانا»، «سیمون صحرا» و «راه شیری» را می‌توان در مقولهٔ «نقد دینی» به شمار آورد.

بونوئل به گونه‌ای گویا و نمادین در آستانهٔ قرنی پا به دنیا گذاشت که آن را یکسره مغلوب تباهی و شرارت می‌دید.

او در فوریهٔ ۱۹۰۰، در خانواده‌ای مرفه در آبادی کالاندا، در استان آراگون، شمال شرقی اسپانیا، به دنیا آمد. در کودکی، به مدرسهٔ مربیان یسوعی رفت و با تربیت کاتولیکی پرورش یافت؛ اما تربیت کاتولیکی، که با فشار و تحمیل همراه بود، به جای این‌که ذهن او را با آموزه‌ها و تعصبات دینی قالب‌گیری کند، روح حساس او را به سوی طغیان سوق داد. او نسبت به ایمان دینی واکنشی خشم‌آگین بروز داد. بعدها اعتراض به ساختارهای تعبدی و عقاید دگماتیک یکی از بن‌مایه‌های اصلی هنر او را تشکیل داد.

«با آخرین نفس هایم» که زندگی‌نامه خودنوشت این فیلم‌ساز برجسته است اولین بار در سال ۱۹۸۲ در فرانسه منتشر شد و یک سال پس از انتشار آن بونوئل در مکزیکوسیتی درگذشت.

در پیشانی این کتاب، بونوئل قید کرده که بیوگرافی خود را به کمک ژان کلود کاریر نوشته‌است. این نویسنده و سناریست فرانسوی حدود بیست سال نزدیک‌ترین همکار سینماگر بزرگ بود. این همکاری در ۱۹۶۳ برای نوشتن فیلم‌نامهٔ «خاطرات یک پیشخدمت» شروع شد و تا چند ماه پیش از مرگ بونوئل ادامه یافت.